انفاس

( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نفس ؛ دم‌ها، نفس‌ها.

    انفال

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نَفَل ؛ غنیمت‌ها، بهره‌ها.

      انفت

      (اَ نَ فَ) [ ع. انفته ]
      ۱- (مص ل.) ننگ داشتن، کراهت داشتن.
      ۲- (اِ.) ننگ، عار.
      ۳- زیان، خسران.

        انفجار

        (اِ فِ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- سپیده دم شدن.
        ۲- روان شدن آب.
        ۳- ترکیدن و باز شدن سر چیزی، ترکیدن بمب.

          انفجار جمعیت

          (~ جَ یَُ) [ ع. ] (اِمر.) اصطلاحاً به رشد سریع جمعیت دنیا پس از انقلاب صنعتی به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم گفته می‌شود.

            انفراج

            (اِ فِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) بی اندوه شدن.
            ۲- (اِمص.) وا شدن اندوه، گشایش (خاطر).

              انفراد

              (اِ فِ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) تنها شدن.
              ۲- تنها کاری کردن.
              ۳- (اِمص.) یگانگی، تنهایی.

                Scroll to Top