انگشت

(اَ گُ) [ په. ] (اِ.) هر یک از اجزای متحرک پنجه دست و پای انسان که بر سر آن‌ها ناخن روییده‌است. ؛~ به دهان (کن.) بسیار متعجب و حیران. ؛از هر ~ کسی هزار هنر ریختن (کن.) بسیار هنرمند و کاردان بودن.

    انگشت پیچ

    (اَ گُ)
    ۱- (ص مر.) هر چیز غلیظ و سفت مانند عسل، شیره.
    ۲- معارض، مخالف.
    ۳- انعام اندک.
    ۴- (اِمر.) شرط، پیمان.
    ۵- نوعی حلوا.
    ۶- نوعی گز به صورت شیره سفید رنگ غلیظ و چسبنده.

      انگشت رس

      (اَ گُ. رَ) (ص.) مورد اعتراض قرار گرفته شده، سزاوار ایراد و اعتراض.

        انگشت شهادت

        (~ شَ دَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) انگشت اشاره، انگشتی که بین انگشت میانی و شست قرار دارد.

          Scroll to Top