آردل

(دِ) [ تُر. ] (اِ.) فراش، مأمور اجراء.

    آردینه

    (نِ) (ص نسب.)
    ۱- منسوب به آرد، آنچه از آرد سازند.
    ۲- آشی که از آرد پزند، آش آرد.

      آرزو

      (رِ) [ په. ] (اِ.)۱ – خواهش، کام.
      ۲- امید، چشمداشت.
      ۳- شوق، اشتیاق.

        آرزوخواه

        (~. خا) (ص فا.)
        ۱- تمنی کننده، امیدوار.
        ۲- شهوی، شهوانی.

          پیمایش به بالا