باتون

[ فر. ] (اِ.) = باتوم. باطوم: میله کوتاهی از چوب یا لاستیک که پاسبانان بر کمر می‌آویزند و برای سرکوب کردن شورش و جنجال از آن استفاده می‌کنند.

    باج

    [ په. ] (اِ.) کلیه دعاهای مختصر که زرتشیتان آهسته به زبان می‌رانند. واج و واژ و باژ نیز گویند.

      باج

      (اِ.)
      ۱- آنچه که در قدیم پادشاهان بزرگ از فرمانروایان زیردست می‌گرفتند.
      ۲- خراج، مالیات، عوارض.
      ۳- گمرک.
      ۴- جزیه. ؛ ~به شغال ندادن به زور و قلدری تسلیم نشدن.

        باج بگیر

        (بِ) (ص مر.) باج گیر، کسی که به سبب زور و نفوذ خود از دکان دارها و غیره وجوهی اخذ کند.

          باج سبیل

          (جِ س ِ) (اِمر.)با زور و قلدری و به ناحق پول و وجه یا جنس و امثال آن از کسی گرفتن و آن غالباً با «گرفتن» و «دادن» استعمال شود.

            باجناق

            [ تر. ] (ص. اِ.) = باجناغ: دو مردی که با دو خواهر ازدواج کرده باشند، هم ریش.

              باجه

              (جِ) (اِ.)
              ۱- دریچه، روزنه بزرگ، گیشه.
              ۲- جایگاه مخصوص فروش بلیط، و یا دادن پول در بانک و پاکت‌های سفارشی در پست خانه و غیره.

                باجی

                [ تر. ] (اِ.)
                ۱- خواهر، همشیره.
                ۲- زنی ناشناس.
                ۳- خادمه.

                  Scroll to Top