بابلی

(بِ) (ص نسب)
۱- منسوب به بابِل.
۲- کنایه از: جادوگر.

    بابوفیسم

    (بُ) [ فر. ] (اِ.) نام جنبشی انقلابی در فرانسه قرن ۱۸ به رهبری فرانسوا نوئل بابوف که هدف آن ایجاد جمهوری برابری بود – رفتار یکسان با همه افراد در همه امور اجتماعی – بابوفی‌ها نماینده ماتریالیسم قرن ۱۸ فرانسه و اندیشه‌های انقلابی آن و نیز سردمدار تندروترین گرایش‌ها در انقلاب فرانسه بوده‌اند. این مکتب نخستین کوشش برای تبدیل سوسیالیسم به نظریه جنبش انقلابی بوده‌است.

      بابونه

      (نِ) (اِ.) گیاهی خوشبو و پُر برگ با شاخه‌های سبز و باریک و برگ‌های ریز که دارای گل‌های سفیدی است و میان آن‌ها زرد است، در زمین‌های شنی و کنار آبگیرها می‌روید. بابونک، بانونج، هم گفته می‌شود.

        باتری

        [ فر. ] (اِ.) = باطری: مجموعه‌ای است از چند واحد الکتروشیمیایی یا انباره که محل ذخیره نیروی الکتریسته‌است.

          باتلاق

          [ فر. ] (اِ.) = باطلاق: پهنه زمینی که به علت نداشتن راه زه کشی، رطوبت در آن اشباع شده، به حالت سست و اسفنجی در آمده، گاه تمام یا بخشی از آن را آب فراگرفته، یا گیاهانی بر آن روییده‌است.

            Scroll to Top