باختن

(تَ) (مص ل.)
۱- مغلوب شدن در قمار یا بازی.
۲- از بین رفتن تمام یا بخشی از مال.
۳- بخشیدن.
۴- از شدت ترس یا نگرانی سُست شدن، گیج شدن.
۵- چرخ دادن. ؛قافیه را ~ اشتباه کردن، در غلط افتادن.

    باخته

    (تِ) (ص مف.)
    ۱- مغلوب در بازی.
    ۲- شکست خورده در جنگ.
    ۳- آن چه در قمار ببازند. ؛ پاک ~ کسی که همه دار و ندار خود را باخته و دارایی خود را از دست داده باشد.

      باخل

      (خِ) [ ع. ] (ص.) گرسنه چشم، تنگ چشم.

        باد

        [ په. ] (اِ.)
        ۱- وزشی که در اثر جابجا شدن هوای گرم و سرد بوجود می‌آید.
        ۲- یکی از چهار عنصر (آب، باد، خاک و آتش) نزد قدما.
        ۳- غرور، خودبینی.
        ۴- هدر، بیهوده.
        ۵- ورم، پف کردگی.
        ۶- هیچ، پوچ.
        ۷- آه و ناله. ؛ ~به آستین کسی کردن کنایه از: کسی را تحریک کردن، کسی را تشجیع کردن. ؛~به پیمانه پیمودن کنایه از: کار بیهوده انجام دادن. ؛ ~خوردن و کف ریدن کنایه از: گرسنگی کشیدن، هیچ نخوردن.

          باد

          [ په. ] (پس.)در ترکیب با کلمه دیگر معنای دارندگی می‌دهد، آذرباد، گلباد.

            باد آورد

            (وَ) (اِمر.)
            ۱- گیاهی است خاردار و سفید رنگ با ساقه راست و برگ‌های بزرگ پوشیده از تار و گل‌های سفید، سرخ یا بنفش.
            ۲- نوایی است از موسیقی.

              Scroll to Top