(وَ دَ) (مص ل.) ورم کردن.
(وَ دِ) (اِمر.) چیزی که بدون رنج به دست آمده باشد.
(بِ. دَ) (ص مر.) ۱- محروم، بدبخت. ۲- آدم بیهوده کار.
(دَ) (مص ل.) هیچ بودن، پوچ بودن.
(اِمر.) بادخانه، بادگیر، گذرگاه باد.
(دَ) (مص م.) ۱- از دست دادن، از دست رفتن. ۲- در معرض باد گذاشتن.
(زِ) (ق.) هر روزه.
(سَ دَ)(مص ل.)کار بیهوده کردن.
(دِ شُ طِ) (اِمر.) باد مساعد برای کشتیرانی.
(دِ شُ) (اِمر.) باد صبا، صبا.