آریا

(اِ.) شقایق وحشی خودرو از نوع خشخاش.

    آریستوکرات

    (تُ کِ) [ یو. ] (ص.) طرفدار اشراف، عضو طبقه اشراف، آن که معتقد به حکومت آریستوکراسی است.

      آریستوکراسی

      (~.) [ یو. ] (اِ.) نژاده سالاری، حکومت اشراف و اعیان (در فلسفه سیاسی یونان به معنای حکومت کسانی بود که از لحاظ کمال انسانی از دیگران برترند).

        آز

        [ په. ] (اِ.)
        ۱- حرص، طمع، زیاده جویی.
        ۲- آرزو.

          آزاد

          [ په. ] (ص.)
          ۱- رها، وارسته.
          ۲- بی قید و بند.
          ۳- نوعی ماهی استخوانی که گوشت قرمز و چرب دارد و بزرگی آن تا یک متر می‌رسد.
          ۴- درختی است از خانواده نارونان.
          ۵- آن که بنده کسی نباشد. مق بنده، عبد.
          ۶- مختار، مخیر.
          ۷- نجیب، اصیل.
          ۸- سالم و بی گزند.
          ۹- شاد، فارغ.
          ۱۰ – سرافراز.

            آزادگی

            (دَ یا دِ) [ په. ] (حامص.)
            ۱- حریت، جوانمردی.
            ۲- نجابت، اصالت.
            ۳- آسایش، آسودگی.

              پیمایش به بالا