بال بال زدن

(زَ دَ) (مص ل.)۱ – بال‌های خود را با تکان‌های ریز و پیاپی به هم زدن.
۲- دچار دلهره و حرکات تشنج آمیز بودن.

    بالا

    (ص فا.)
    ۱- بالنده، نمو کننده.
    ۲- زبر، فوق.
    ۳- بلندی، ارتفاع.
    ۴- طول، درازا.
    ۵- پشته، تپه.
    ۶- قد و قامت. ؛ ~ بالاها پریدن کنایه از: بسیار جاه طلب بودن.

      بالابلند

      (بُ لَ) (ص مر.)
      ۱- آن که قدش دراز باشد، بلندقد، بلندقامت.
      ۲- طولانی تر از حد معمول، دراز.
      ۳- کامل و بدون کم و کسر.

        بالاپوش

        (اِمر.)
        ۱- پوششی که هنگام خواب بر روی خود اندازند، لحاف.
        ۲- جامه‌ای که روی لباس‌های دیگر پوشند.

          پیمایش به بالا