بالقوه

(بِ لْ قُ وِّ) [ ع. بالقوه. ] (ق.) به قوت، به حالت قوت. مق بالفعل.

    بالکن

    (کُ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- ایوان. مهتابی.
    ۲- طبقه بالای تئاتر یا سینما.
    ۳- ایوان کوچک جلوی کاشانه، ایوانک (فره).

      بالماسکه

      (کِ) [ فر. ] (اِمر.) مجلس رقص که در آن با لباس مبدل و نقاب شرکت می‌کنند.

        بالن

        (لُ) (اِ.) از پستانداران دریایی با طول تا سی متر و وزن تا صدوپنجاه هزار کیلو گرم، وال.

          بالنده

          (لَ دِ) (ص فا.) نمو کننده، نشو و نما – کننده.

            بالنسبه

            (بِ نْ نِ بَ) [ ازع. ] (ق.) به طور نسبت و مقابله و قیاس.

              بالنگ

              (لَ) (اِ.) میوه‌ای از نوع مرکبات که پوست آن زبر و ضخیم و زرد رنگ است.

                پیمایش به بالا