بسرآمدن

(بِ. سَ. مَ دَ) (مص ل.)
۱- به پایان رسیدن.
۲- مردن، درگذشتن.
۳- به هوش آمدن، به خود آمدن.

    بسط

    (بَ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.)گستردن، پهن کردن.
    ۲- باز کردن.
    ۳- شرح دادن.
    ۴- (اِمص.) انتشار.
    ۵- فراخی، وسعت.
    ۶- آسوده شدن، آرامش خاطر.
    ۷- آرامش خاطری که سالک و عارف را دست دهد؛ مق قبض.

      بسط

      (بُ سُ) [ ع. ] (اِ.) جِ بساط ؛ گستردنی‌ها.

        بسطت

        (بَ طَ) [ ع. بسطه ] (اِ.)
        ۱- فراخی، گشادگی.
        ۲- وسعت دادن.
        ۳- فضیلت.

          بسغ

          (بَ سَ) (اِ.)
          ۱- اطاق فوقانی که دارای پنجره‌های متعدد برای نظاره و دخول هوا باشد.
          ۲- گنبد، سقف گنبدی.

            پیمایش به بالا