بستنی

(بَ تَ) (اِمر.) مخلوطی از شیر و شکر و اسانس‌های مختلف میوه که در دستگاه مخصوص یخ می‌زند و می‌بندد و انواع گوناگون دارد: میوه‌ای، سنتی، چوبی، حصیری، کیم و غیره.

    بسته

    (بَ تِ) (ص مف.)
    ۱- اسیر، دربند، مقید.
    ۲- منجمد شده.
    ۳- مجبور شده.
    ۴- مسدود، مقفل.
    ۵- سد شده، جلوگیری شده.
    ۶- فراز شده، مق. گشوده، باز.

      بسته گیر

      (~.) (ص فا.) ضعیف کُش، کسی که به ضعیفان آزار می‌رساند.

        بستو

        (بَ) (اِ.)
        ۱- سبو، کوزه سفالین.
        ۲- چوبی که ماست را بر هم زنند تا مسکه و دوغ از هم جدا گردد.

          بسد

          (بُ یا بِ سَّ) [ په. ] (اِ.) مرجان.

            پیمایش به بالا