بشاعت

(بَ عَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- از خوردن غذای بدمزه ناخوش شدن.
۲- بی مزه شدن.

    بشاک

    (بَ شّ) [ ع. ] (ص.) بسیار دروغگو، کذاب.

      بشاورد

      (بُ وَ) (اِ.) زمین تپه ماهور، زمین ناهموار.

        بشترم

        (بُ تُ یا تِ رَ) (اِ.) = بشتر: جوش‌های ریز و متورم که روی پوست بدن ظاهر شود و خارش بسیار دارد.

          بشخوار

          (بِ یا بُ خا) (اِ.) بازمانده آب در ظرفی که از آن آب خورده باشند؛ بشخور، پیش خور.

            بشر

            (بَ شَ) [ ع. ] (اِ.) مردم، آدمی، انسان.

              پیمایش به بالا