صفت مرکب بندار (بُ) (ص مر.)۱ – مالدار، مایه دار. ۲- کیسه دار، خانه دار. ۳- دوا فروش. ۴- ری شه دار. ۵- نام طبقهای از طبقات عالی اجتماعی در قدیم که لباس مخصوص به خود را داشتن.
حاصل مصدر بندبازی (~.) (حامص.) ریسمان بازی، آکروباسی، نوعی نمایش ورزشی که در آن شخص بر روی بند هنرنمایی کند.