بنکدار

(بُ نَ) (ص فا.) عمده فروش، کسی که جنس را به طور عمده می‌فروشد.

    بنکران

    (بُ کَ) (اِ.) ته دیگ، هر چیز چسبیده به ته دیگ.

      بنگ

      (بَ) (اِ.)
      ۱- شاهدانه.
      ۲- گردی که از کوبیدن برگ‌ها و سرشاخه‌های گلدار شاهدانه می‌گیرند که به خاطر داشتن مواد سمی مخدر است، حشیش.

        بنگاب

        (بَ) (اِمر.) مایعی که با جوشاندنِ برگ شاهدانه در آب یا شیر بدست می‌آورند و مانند مُسکرات می‌نوشند.

          بنگاه

          (بُ) (اِمر.)
          ۱- سرای، خانه.
          ۲- جای داد و ستد.
          ۳- سازمان، مؤسسه.
          ۴- انبار، مخزن.
          ۵- جای بند و ساز و برگ سپاه. ؛~ سخن پراکنی ایستگاه فرستنده رادیویی. ؛ ~ خیریه سازمانی که داوطلبانه به نیازمندان یاری می‌رساند. ؛ ~ شادمانی موسسه‌ای که در جشن‌ها برنامه‌های تفریحی اجرا می‌کند.

            بنگره

            (بَ گَ رِ) (اِ.) لالایی، آوازی که زنان برای خواباندن طفل می‌خوانند.

              بنگله

              (بَ گَ لِ یا لَ) (اِ.)
              ۱- خانه نئین.
              ۲- خانه ییلاقی.

                بنگه

                (بَ گَ یا گِ) (اِ.) = بانگه:
                ۱- آواز، نعره.
                ۲- کشیدن آواز.

                  پیمایش به بالا