بنکدار
(بُ نَ) (ص فا.) عمده فروش، کسی که جنس را به طور عمده میفروشد.
(بَ) (اِ.)
۱- شاهدانه.
۲- گردی که از کوبیدن برگها و سرشاخههای گلدار شاهدانه میگیرند که به خاطر داشتن مواد سمی مخدر است، حشیش.
(بَ) (اِمر.) مایعی که با جوشاندنِ برگ شاهدانه در آب یا شیر بدست میآورند و مانند مُسکرات مینوشند.
(بُ) (اِمر.)
۱- سرای، خانه.
۲- جای داد و ستد.
۳- سازمان، مؤسسه.
۴- انبار، مخزن.
۵- جای بند و ساز و برگ سپاه. ؛~ سخن پراکنی ایستگاه فرستنده رادیویی. ؛ ~ خیریه سازمانی که داوطلبانه به نیازمندان یاری میرساند. ؛ ~ شادمانی موسسهای که در جشنها برنامههای تفریحی اجرا میکند.