بهر

(بَ) [ په. ] (اِ.)۱ – بهره، نصیب.
۲- بخشی از شبانروز.
۳- پاره، جزو.

    بهرام

    (بَ) [ په. ] (اِ.) در آیین زردشتی یکی از ایزدان است وی یار ایزدمهر و پاسبان عهد و پیمان و موکل به روز بیستم هر ماه شمسی (موسوم به بهرام) است.

      بهرمان

      (بَ رَ)(اِ.)۱ – نوعی یاقوت سرخ.
      ۲- پارچه ابریشمین رنگین ؛ بهرمن نیز گویند.

        بهرمه

        (بَ رَ مَ یا مِ) (اِ.) = برمه. پرمه. پرما: (نج.) مته درودگران.

          بهره

          (بَ رِ) [ په. ] (اِ.)۱ – نصیب، قسمت.
          ۲- سود، نفع.
          ۳- حاصل، محصول.
          ۴- حاصل قست.

            بهره برداری

            (~. بَ) (حامص.)
            ۱- استفاده از سود چیزی.
            ۲- عمل برداشتن حاصل زراعت.
            ۳- سهم گرفتن.
            ۴- به فروش رساندن محصول کارخانه یا معدن.

              بهره ور

              (~. وَ) (ص مر.)۱ – بهره بر.
              ۲- بهره – دار، بافایده.
              ۳- سودبرنده.
              ۴- کامیاب.

                بهروج

                (بِ رُ) (اِمر.) = بهرو:
                ۱- نوعی بلور کبود شفاف و کم قیمت.
                ۲- کندر هندی.

                  پیمایش به بالا