آسیل

(اِ.) محتویات شکنبه گوسفند که در آب شیرین و صاف بریزند و در مرحله شستن پارچه سفید ساده، پیش از آن که قلمکار سازند، به کار برند.

    آسیمه

    (م ِ) (ص.)
    ۱- آشفته، پریشان.
    ۲- مضطرب، سرگشته.
    ۳- ژولیده.
    ۴- شتابزده.
    ۵- هراسیده.

      آش

      [ سنس. ] (اِ.)۱ – غذای آبدار که از حبوبات و روغن و سبزی و مانند آن درست کنند.
      ۲- آهار و مایعی که برای دباغی پوست حیوانات ب ه کار برند. ؛ ~برای کسی پختن توطئه‌ای برای کسی ترتیب دادن. ؛ همان ~ُ همان کاسه وضع به همان منوال است که بود، هیچ تغییر نکرده‌است. ؛ ~با جاش کنایه از آدم طمع کاری که علاوه بر آش به کاسه آن نیز نظر دارد، کسی که انتظار بی مورد و بیش از حق خود دارد.

        آش ابو

        دردا (ش ِ اَ. دَ)(اِمر.) آشی که به نیت شفای بیماری درست می‌کنند و به مستحقان می‌دهند.

          آش پشت پا

          (ش ِ پُ تِ) (اِمر.) آشی که پس از رفتن عزیزی به مسافرت درست می‌کنند و به فقرا می‌دهند.

            پیمایش به بالا