(دَ رَ) (ق مر.) بی تأمل، فوراً.
(دَ) (ق مر.) ۱- بی مضایقه. ۲- بدون ملاحظه و خودداری.
(دَ تُ) (ص.) مجازاً فاقد زیرکی ی ا ورزیدگی لازم برای کار و فعالیت، دست و پاچلفتی.
(دَ) (ص مر.) بی سر و سامان، بی سرمایه.
(دُ لَ) (اِمص.) بدبختی، اِدبار.
(رَ) [ فا – ع. ] ۱- (ق مر.) بدون ارتباط، بی رابطه. ۲- بی اساس، مهمل.
(رَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) ۱- سخت دل، شقی، قسی. ۲- ظالم، ستمکار.
(رَ) (ص مر.) بی غیرت.
(رَ) (ص مر.) ۱- بدون رنگ. ۲- عالم وحدت. ۳- کنایه از: ساده و بی آلایش.
(ص مر.) مخنُث، اَمْرَد.