(خُ دَ) (مص ل.) فریب خوردن.
(خُ رِ) وسایل لازم برای پخت خورش.
پسوندی که معنای دارنده و نگهبان را میرساند مانند: آذرپاد.
پیشوندی که معنای ضد و مخالف را میرساند مانند: پادزهر.
( اِ.) = پات: تخت، سریر.
[ په. ] (اِمص.) ۱- جزا و کیفر، چه خوب چه بد. ۲- مهر، کابین.
[ په. ] (اِمص.) نک پاداش.
(تَ) (مص ل.) پایدار بودن.
(شَ) [ په. ] (اِمص.) نک پاداش.
( اَ ) (اِمر.) نک بادافراه.