(نِ) (اِ.) طبقهای از خشت که روی آجر تیغه سقف رساند.
(اِ. ص.) اسبی که مخصوص بار و بنه بردن است، نه برای سواری.
(هَ) (اِمر.) نک پالهنگ.
(وَ) (اِمر.) صافی، ظرف فلزی سوراخ سوراخ که با آن چیزها را صاف کنند، آبکش.
(یِ)(اِمص.) تصفیه کردن، صاف کردن.
(یِ) ( اِ.) تصفیه خانه.
(یِ گَ) (ص فا.) تصفیه کننده، صافی کننده.
(یَ دِ) (ص فا.) پالایشگر، تصفیه کننده.
(دَ) ۱- (مص م.) صافی کردن. ۲- بیختن. ۳- تراویدن.
(دِ) (ص مف.) صافی شده، تصفیه شده.