پالت

(لِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- شستی نقاشی (تخته رنگ).
۲- سکوی قابل حمل بیشتر از جنس چوب برای جابه جا کردن مواد و بسته‌ها.
۳- سازه‌های مسطح و کوچک چوبی که زیر بار قرار دهند تا بتوان آن را با افرازه بلند کرد. بارکف. (فره).

    پالتو

    (تُ) [ فر. ] ( اِ.) لباسی ضخیم که مردم برای گرم نگاه داشتن بدن روی لباس‌های دیگر می‌پوشند.

      پالتویی

      (~.) [ فر – فا. ] (ص نسب.)
      ۱- مربوط به پالتو.
      ۲- قطع کتاب در اندازه ۲۰*۱۰ سانتی متر.

        پالس

        [ انگ. ] (اِ.)
        ۱- تکان.
        ۲- ضربان.
        ۳- نبض. ؛ ~ تلفن مدت زمان معینی برای مکالمات تلفنی درون شهری.

          پالغ

          (لُ) ( اِ.) پیمانه‌ای که از شاخ کرگدن یا گاو یا عاج فیل یا چوب درست کنند.

            پالهنگ

            (لَ هَ) (اِمر.) افسار، مهار، کمند. ؛ از زیر ~کسی در آمدن از تسلط و فرمان کسی درآمدن.

              پیمایش به بالا