پرخو

(پَ خُ) (اِ.) = فرخو: پیراستن درختان، بریدن شاخه‌های زیادی اشجار.

    پرد

    (~.) (اِ.)
    ۱- لای و ته جامه و کاغذ چنان که گویند یک پرد و دو پرد یعنی یک لای و دو لای یا یک ته و دو ته.
    ۲- خواب مخمل و جامه و مانند آن.

      پرد

      (پَ) (اِ.) = برد:
      ۱- چیستان، لغز، احجیه.

        پرداختن

        (پَ تَ) [ په. ] (مص م.)
        ۱- ادا کردن، کارسازی کردن.
        ۲- جلا دادن.
        ۳- به انتها رسانیدن.۴ – شرح دادن.
        ۵- خالی کردن، خلوت کردن.
        ۶- دور کردن، جدا کردن.
        ۷- آهنگ کار کردن، به کاری دست زدن.
        ۸- از کاری فارغ شدن.
        ۹- آماده کردن، ترتیب دادن.
        ۱۰ – ترک کردن، رها کردن.
        ۱۱ – توجه کردن، اعتنا کردن.
        ۱۲ – رفع کردن.
        ۱۳ – رای زدن، مشورت کردن.
        ۱۴ – گرفتن، ربودن.
        ۱۵ – جدا کردن.
        ۱۶ – مقید شدن.

          پیمایش به بالا