پروانچه

(پَ چِ)(اِمصغ.)
۱- پروانه، اجازه نامه.
۲- فرمان پادشاهان.
۳- برات، حواله.

    پروانگان

    (پَ نِ) (اِ.) جِ پروانه ؛ راسته‌ای از تیره حشرات که دارای چهاربال نازک پوشیده از پولک‌های لطیف کوچکی است که غالباً رنگینند. پروانگان اقسام مختلف دارند که بعضی از آن‌ها دارای رنگ آمیزی بسیار زیبا و جالب می‌باشند.

      پروانه

      (~.) (اِ.) اسبابی به صورت چرخ پره دار چرخان یا پنکه مثل پروانه کشتی.

        پروانه

        (~.) (اِ.)
        ۱- نوشته‌ای رسمی که به دارنده آن اجازه کار معینی را می‌دهد مثل پروانه وکالت.
        ۲- جواز، اجازه نامه.
        ۳- حکم، فرمان پادشاهان.

          پروانه

          (~.) (اِ.)
          ۱- دلیل، رهبر.
          ۲- یکی از گوشه‌های همایون.

            پروانه

            (پَ نِ) (اِ.)
            ۱- نام عمومی هر یک از تیره پروانگان جزو رده حشرات که گونه و اقسام متعدد دارد.
            ۲- پروانک، جانوری درنده شبیه شغال که به دنبال شیر حرکت می‌کند و بازمانده شکار آن را می‌خورد. سیاه گوش و چاوشی هم گویند.

              پروپاگاند

              (~.) [ فر. ] (اِ.)
              ۱- تبلیغ برای فروش جنس.
              ۲- هر نوع کوشش برای انتشار و ترویج مرام و مسلکی.

                پروتئین

                (پُ رُ تِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی ترکیب آلی پیچیده موجود در بافت‌های گیاهی و جانوری که برای رشد و ترمیم بافت‌ها لازم است.

                  پروتز

                  (پُ رُ تِ) [ فر. ] (اِ.) ~هر نوع وسیله مصنوعی جانشین برای جبران نقص عضو، حفظ زیبایی یا هر دو. مانند دندان، چشم یا پای مصنوعی.

                    پیمایش به بالا