پس کوهه

(پَ کُ هِ) (اِمر.)
۱- قسمت عقب زین، مؤخر.
۲- قیقب ؛ مق. پیشکوهه، قربوس.

    پس گرفتن

    (~گِ رِ تَ) (مص م.) چیز داده را گرفتن، بازگرفتن، واستدن، متاع فروخته شده را از مشتری بازگرفتن و رد بهای آن.

      پس لرزه

      (پَ. لَ زِ) (اِ.) لرزه‌های بعدی و معمولاً خفیف تری که پس از یک زمین لرزه روی می‌دهد.

        پس مانده

        (پَ. دِ) (ص مف.)
        ۱- عقب مانده، به دنبال مانده.
        ۲- باقی مانده از خوراک و نوشیدنی کسی، ته مانده.
        ۳- بقیه هر چیزی.

          پیمایش به بالا