پس انداختن

(پَ. اَ تَ) (مص م.)
۱- تأخیر کردن.
۲- پس انداز کردن.
۳- (عا.) کنایه از: بچه به دنیا آوردن.

    پس خور

    (پَ. خُ)
    ۱- (ص فا.) کسی که بازمانده غذای دیگران را می‌خورد.
    ۲- (ص مف.) بازمانده غذا.

      پس سر نمودن

      (پَ س ِ سَ. نِ دَ) (مص م.)
      ۱- کنایه از: روی برگردانیدن از شرم و خجالت.
      ۲- مزاحمی را از سر خود واکردن.

        پس شاشیدن

        (پَ. دَ) (مص ل.) (عا.)
        ۱- بد شدن حال پیش از بهبودی.
        ۲- عقب رفتن، تنزل کردن.

          پیمایش به بالا