پشه غال

(~.)
۱- (ص.) جایی که پشه زیاد دارد.
۲- (اِ.) درختی از نوع نارون که پشه بسیار به خود جذب می‌کند.

    پشه نامه

    (پَ ش ِ مِ) (اِمر.) صورت و سیاهه جهیز و اسباب زن که به خانه شوهر برند و به امضای داماد رسانند.

      پشیز

      (پَ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- پول فلزی کم بها.
      ۲- خردترین سکه عهد ساسانیان، بشیز.
      ۳- سکه قلب.
      ۴- فلس ماهی، پولک.

        پشیزه

        (پَ زِ) (اِ.) = پشیز:
        ۱- پولک فلزی ریز که بر جامه یا هر چیز دیگر بدوزند.
        ۲- چیزی است از برنج و امثال آن که مابین دسته و تیغه کارد وصل کنند برای استواری.
        ۳- چرمی که در دامن خیمه دوزند و پایزه بدان استوار کنند.
        ۴- آن چه از آهن که برای زینت بر در و تخته کوبند.
        ۵- فلس ماهی، پولک ماهی.
        ۶- فلس سیمین یا آهنین بر عنان اسب، زر یا سیم چون فلس ماهی که کمربند را سراسر بدان پوشند و از آن چون فلس جدا جدا کنند تا کمربند را توان تافت و نوردید.

          پشیک

          (پُ) (اِ.) = پشک. پوشک: گربه، سنور.

            پشیم

            (پَ)
            ۱- (ص.) پشیمان.
            ۲- (اِ.) پراکندگی، جدایی، دوری از هم، تفرقه.

              پیمایش به بالا