پغاز

(پَ) (اِ.) = بغاز: چوبکی باشد که درودگران در شکاف چوب نهند تا زود شکافد، چوبکی که کفشدوزان در فاصله کفش و کالبد فرو برند تا کفش گشاده شود؛ پهانه، پانه، فانه، گاوه، گوه.

    پغنه

    (پَ نِ) (اِ.) پله و پایه، زینه نردبان.

      پف

      (پُ) (اِصت.)
      ۱- بادی که در اثر جمع کردن هوا از دهان به در آید.
      ۲- آماس، ورم.

        پف آلود

        (~.) (ص مف.) = پف آلود. پف – آلود:
        ۱- بادکرده، ورم کرده.
        ۲- آماسیده روی.

          پف تلنگر

          (پُ تِ لِ گَ) (اِمر.) نان از شب مانده که بار دیگر بر سر آتش نهاده و نرم کنند.

            پفتال

            (پَ) (ص.)
            ۱- پیر، سالخورده.
            ۲- خوردنی و مشروبات گوناگون.

              پیمایش به بالا