آقا

[ مغ. ] (اِ.)
۱- برادر بزرگتر، برادر مهتر.
۲- امیر، ارباب، سرور، رییس.
۳- عنوانی است که برای احترام و تفخیم به اول یا آخر اسم کسی می‌افزایند: آقامحمد، محمدآقا. ج. آقایان.

    آقا بالا سر

    (سَ) [ مغ – فا. ] (ص. اِ.)
    ۱- رییس، سرپرست.
    ۲- مجازاً آن که بی مورد در کار دیگران دخالت و امر و نهی می‌کند.

      آقازاده

      (دِ) [ مغ – فا. ] (اِمر.) آقا، فرزند مردی بزرگ، فرزند سید، فرزند مجتهد.

        آقبانو

        [ مغ – فا. ] (اِمر.) نوعی پارچه نخی نازک و گلدار که زنان از آن چارقد می‌دوزند.

          آقچه

          (چِ) [ تر – مغ. ] (اِ.)
          ۱- زر یا سیم مسکوک.
          ۲- پول طلا یا نقره.
          ۳- واحدی برای آب که تقریباً برابر دوازده ساعت آب است.

            آقسنقر

            (سُ قُ) [ تر. ] (اِمر.)
            ۱- شاهین سفید.
            ۲- کنایه از: روز، آفتاب.
            ۳- نام بعضی امرای ترک.

              آقشام

              [ تر – فا. ] (اِمر.)
              ۱- غروب، شامگاه.
              ۲- نوبتی که بر در پادشاهان و امرای ترک در شامگاه می‌زدند.
              ۳- شیپوری که هنگام غروب در سربازخانه‌ها می‌زدند.

                آقطی

                [ معر. ] (اِ.) = اقطی. اقتی: گیاهی از تیره بداغ‌ها که به طور خودرو در نواحی شمال ایران می‌روید و گل‌های آن سفید و معطر و مغز ساقه اش نرم است. و برای تهیه مقاطع گیاهی در آزمایشگاه‌ها به کار می‌رود؛ بیلسان، بیلاسان، شبوقه، خمان کبیر، یاس کبود و پلم نیز گفته می‌شود.

                  پیمایش به بالا