آفرینگان

(فَ) [ په. ] (اِمر.) برخی از نمازهای زردشتیان که در جشن‌ها و مواقع مختلف به جای آورده می‌شود.

    آفگانه

    (نِ)(اِمر.)بچه نارسیده، جنین که پیش از موقع از شکم زن یا حیوان ماده سِقْط شود.

      آفل

      (فِ) [ ع. ] (اِفا.) فرو شونده، غروب کننده. ج. آفلین.

        آفیش

        [ فر. ] (اِ.) آگهی مکتوب و غالباً مصور که ابعاد آن در حدود ۳۵*۵۰ سانتی متر باشد؛ آگهی نامه (فره).

          آق

          [ تر – مغ. ] (ص.) سفید: آق پر، پر سفید؛ آق تپه، تپه سفید.

            پیمایش به بالا