پوزش

(زِ) (اِمص.)۱ – عذرخواهی، معذرت – خواهی.
۲- عذر، معذرت.

    پوزه

    (زِ) (اِ.)
    ۱- گرداگرد دهن جانوران.
    ۲- چانه. ؛ ~ کسی را به خاک مالیدن شخص پرمدعایی را به شدت تحقیر و سرشکسته کردن.

      پوزیتیویسم

      (~.) [ فر. ] (اِ.) هرگونه مذهب فلسفی که مابعدالطبیعه را رد می‌کند، تجربه – گرایی.

        پوزیدن

        (پُ دَ) (مص ل.)
        ۱- زدودن، راندن، برطرف کردن.
        ۲- معذرت خواستن، عذر خواستن.

          پوست

          (اِ.)۱ – بیرونی ترین بخش بدن جانوران.
          ۲- پوشش بیرونی ساقه.
          ۳- پوشش تخم جانور و دانه گیاه. ؛ ~ کسی کنده شدن (کن.) متحمل عذاب شدید شدن.

            پیمایش به بالا