پوستر

(پُ تِ) [ انگ. ] (اِ.) آگهی مکتوب و مصور، با ابعاد حدوداً ۷۰ * ۵۰ سانتی متر که قابل چاپ و تکثیر و نصب است، ورقه مصور بزرگ، اعلان (فره).

    پوسته

    (اِ.)
    ۱- بیرونی ترین بخش پوست.
    ۲- پوشش اندام‌های درونی بدن.
    ۳- بخش کوچکی از پوست که یاخته‌های آن مرده‌است و از بقیه پوست جدا می‌شود.
    ۴- پوشش بیرونی دانه.

      پوستین

      [ په. ]
      ۱- (ص نسب.) ساخته شده از پوست.
      ۲- (اِمر.) نوعی لباس زمستانی که از پوست حیوانات پشم دار درست می‌کنند. ؛در ~ کسی افتادن کنایه از: عیبجویی کردن، بدگویی کردن. ؛ ~ دریدن کنایه از: الف – افشا کردن راز. ب – عیب جویی کردن.

        پوسه

        (س ِ یا سَ) (اِ.) ریسمانی که به وقت رشتن بر دوک پیچند.

          پوسه

          (~.) (اِمر.) = پوسته:
          ۱- پوستکی بسیار نازک جدا شده از چیزی، ورقه، صحیفه، پشیزه.
          ۲- قطعات سفید و نازکی که هنگام شانه کردن موی سر – – زمانی که چرک باشد – – فرو ریزد، شوره
          ۳- تو، تا، لا.

            پوسیدن

            (دَ) (مص ل.)
            ۱- فرسوده شدن، فاسد شدن، کهنه شدن.
            ۲- عفونت یافتن.
            ۳- پژمرده شدن.

              پوش

              (اِ.)
              ۱- جامه، پوشش.
              ۲- خیمه، چادر.
              ۳- زره، جوشن.
              ۴- در ترکیب با بعضی واژه‌ها معنای فاعلی می‌دهد مانند: زره پوش.
              ۵- در ترکیب با بعضی واژه‌ها معنای مفعولی می‌دهد مانند: گالی پوش.

                پیمایش به بالا