پیاز

(اِ.) گیاه علفی از تیره سوسنی‌ها با برگ‌های نوک تیز گل‌های سفید مایل به سبز یا گلی مایل به بنفش که غده متورم آن خوراکی است، دارای طعم و بوی تند و مرکب از لایه‌های نازک تو در توست. ؛ ~ کسی کونه کردن (کن.) پیشرفت کردن، موفق شدن، ثابت و مستقر شدن.

    پیازچه

    (چِ)(اِمصغ.)۱ – پیاز خرد، پیاز کوچک.
    ۲- گونه‌ای از پیاز و کوچک تر از پیاز که جزو سبزی‌های خوردنی استفاده می‌شود.

      پیازداغ

      (اِمر.) پیاز خلال شده که در روغن سرخ می‌کنند و در غذا می‌ریزند. ؛ ~ داغ چیزی زیاد شدن (کن.) کیفیت ظاهری چیزی دو چندان شدن.

        پیازی

        (اِ.)
        ۱- نوعی لعل گرانبها.
        ۲- گرزی با چند گوی فولادی و دسته چوبی.

          پیاله

          (لِ) (اِ.)
          ۱- ظرفی که با آن شراب یا هر نوشیدنی دیگری را می‌نوشند.
          ۲- یکی از لوازم آتشگاه که در تشریفات دینی زرتشتیان به کار رود.

            پیمایش به بالا