پیش خور

(خُ) (اِمص.) گرفتن و مصرف کردن پول کالایی که تحویل داده نشده یا کاری که انجام نشده.

    پیش دادن

    (دَ) (مص م.)
    ۱- دادن از پیش، دادن از قبل.
    ۲- درس را به معلم پس دادن.
    ۳- ضمه دادن حرف، مضموم خواندن حرفی را.
    ۴- مضموم نوشتن حرفی را.

      پیش دانشگاهی

      (نِ) (ص نسب. اِ.) مربوط یا منسوب به پیش از آموزش دانشگاهی.
      ۲- دوره یکساله تحصیلی پایان دبیرستان برای آماده کردن داوطلب جهت ورود به دانشگاه.

        پیش دبستانی

        (دَ بِ) (ص نسب. اِ.)
        ۱- مربوط به کودکانی که هنوز به دبستان نرفته‌اند.
        ۲- دوره آموزش پیش از دبستان، دوره آمادگی.

          پیش درآمد

          (دَ مَ)
          ۱- مقدمه.
          ۲- قطعه‌ای که در آغاز دستگاهی خوانند یا نوازند.

            پیش فاکتور

            (تُ) [ فا – انگ. ] (اِ.) برگه‌ای که نشان می‌دهد فروشنده آمادگی فروش کالایی را به بهای اعلام شده دارد.

              پیش فروش

              (فُ) (اِمص.) فروختن مال یا غله قبل از مهیا شدن، دریافت پول پیش از تحویل مال یا غله.

                پیش فنگ

                (فَ) (اِمر.) عملی است که سربازان با تفنگ انجام دهند بدین طریق: نخست تفنگ عمودی به زمین و مماس با پای راست قرار دارد با یک حرکت تفنگ را با دست راست از زمین بلند کنند و در هوا بچرخانند و پاشنه آن را در کف دست چپ گذارند و با حرکت دیگر دست راست را به جای خود برند.

                  پیمایش به بالا