پیش قبض

(قَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
۱- نوعی از اسلحه.
۲- فنی است از کشتی و آن عبارت است از دست بر دست حریف گذاشتن و به انواع مختلف زور زدن.
۳- محلی است از قسمت جلو کمر و نواحی مجاور که طرف با دست آن را تواند گرفت.

    پیش قراول

    (قَ وُ) [ فا – تر. ] (اِ.)
    ۱- سربازی که پیش از دیگران برای دیده بانی و نگهبانی حرکت می‌کند.
    ۲- جلودار.

      پیش قسط

      (قِ) (اِمر.)
      ۱- مساعده، وجهی که پیشکی دهند.
      ۲- قسمت نخست از چند قسط.
      ۳- بیعانه.

        پیش کسوت

        (کِ وَ) [ فا – ع. ] (ص مر.)
        ۱- مقدم، پیشگام، پیشرو، پیش قدم.
        ۲- یکی از مدارج طریقت، آن که درجه پیش کسوتی دارد.
        ۳- قدیم ترین و بزرگ ترین پهلوان یک زورخانه که حق تقدم در پهلوانی دارد.

          پیش کسوتی

          (~.) [ فا – ع. ] (حامص.)۱ – مقامی بالاتر از مرید و فروتر از شیخ.
          ۲- در ورزش، کسی که بر دیگران سابقه بیشتری در آن ورزش دارد.

            پیش مرگ

            (مَ) (ص مر.)
            ۱- کسی که حاضر است پیش از مرگ عزیزش بمیرد، قربانی، فدا.
            ۲- کسی که پیش از پادشاه، اندکی از غذای او را می‌خورد تا از سالم بودن آن اطمینان حاصل شود.

              پیمایش به بالا