پیشرفته

(رَ تِ) (ص مف.)
۱- پیشین، مقدم.
۲- عالی، رشد کرده.

    پیشکار

    (اِ.)
    ۱- نوکر، پیشخدمت.
    ۲- کارپرداز و مباشر افراد بزرگ و محتشم.
    ۳- شاگرد نانوا.

      پیشکی

      (شَ) (ق مر.)
      ۱- کاری که پیش از وقت انجام شود.
      ۲- پولی که پیش از وقت پرداخت شود.

        پیشگاه

        (اِمر.)
        ۱- نزدیک تخت پادشاه، بالای مجلس.
        ۲- پادشاه، افراد محتشم.
        ۳- تخت، مسند.
        ۴- جلو ایوان.
        ۵- فرشی که پیش در بگسترانند.

          پیشگو

          (ص فا.)
          ۱- کسی که رویدادی را پیش از روی دادن می‌گوید.
          ۲- کسی که حرف مردم را به عرض شاهان و بزرگان می‌رساند.

            پیشن

            (شَ) (اِ.) = پیشند: لیف خرما که از آن رسن تابند.

              پیمایش به بالا