(ش ِ) (اِ.) ۱- کار، حرفه. ۲- عادت، خوی.
(~.) (اِمص.) پیشه وری، پیشه گری.
(~. گِ رِ تَ)(مص م.) کاری را به عنوان پیشه قرار دادن.
(~. وَ) (ص مر.) دارای پیشه، کسی که دارای کار و هنری است.
(ص مر.) رهبر، سردار.
(اِمر.) = پیشباز: استقبال.
(مَ دَ) استقبال کردن.
(وَ) (اِمر.) نک پیشاوند.
(گِ رِتَ) (مص ل.) ۱- سبقت گرفتن، جلو زدن. ۲- برتری پیدا کردن.
(اِمر.) ۱- شاش، ادرار. ۲- شیشهای که ادرار بیمار در آن کنند و پیش طبیب برند؛ قاروره.