آکولاد
(کُ) [ فر. ] (اِ.) نمادی به شکل } {که هر گاه در طرفین یک عبارت ریاضی که معمولاً شامل کروشهاست قرار گیرد، مقصود حاصل آن عبارت است ؛ ابرو (فره).
(کُ) [ فر. ] (اِ.) نمادی به شکل } {که هر گاه در طرفین یک عبارت ریاضی که معمولاً شامل کروشهاست قرار گیرد، مقصود حاصل آن عبارت است ؛ ابرو (فره).
(کُ مُ تُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاه الکتریکی که میتوان مقداری برق در آن ذخیره کرد و به هنگام لزوم از آن پس گرفت. و آن انواع بسیار دارد مانند آکومولاتور سربی و غیره، انباره، خازن برق.
۱ – (حامص.) خبر، اطلاع.
۲- دانش، معرفت.
۳- (اِ.) شعبهای از نیروهای انتظامی که به کشف دزدیها و جنایات میپردازد. در گذشته تأمینات میگفتند.
[ فر. ] (اِمص.)
۱- فرآیند بزرگ کردن عکس به وسیله دستگاه مخصوصی در عکاسی.
۲- (عا.) بزرگ نمایی، شاخ و برگ دادن به مطالب.