پینه دوز
(~.) (ص فا.) پاره دوز، کسی که کفشهای کهنه و پاره را میدوزد.
(یِ) (اِ.) چربی، روغن، به ویژه چربی حیوانی. ؛ ~ چیزی را به تن مالیدن خود را برای تحمل امر ناگواری آماده کردن.
(~.) (اِمر.) نوعی چراغ با ظرف سفالی یا فلزی که در آن پیه یا روغن کرچک را به جای نفت میریختند و فتیلهای پنبهای را برای روشن کردن در آن قرار میدادند.
(پِ رِ) [ فر. ] (اِ.) بیماری لثه و دندان که بر اثر آن لثهها عفونی و متورم شده، باعث خرابی ریشه دندان میشود.