تافته

(تِ) (ص مف.)
۱- برافروخته، روشن شده.
۲- گداخته، گرم شده.
۳- آسیب دیده، کوفته.
۴- رنجیده، آزرده.
۵- پیچیده شده، تاب داده.

    تاقدیس

    (اِمر.) = طاقدیس:
    ۱- مانند تاق، به شکل تاق.
    ۲- در دانش زمین شناسی به چین – خوردگی‌های تاق مانند زمین گفته می‌شود.
    ۳- تخت تاقدیس، نام تخت خسروپرویز که از عجایب زمان وی شمرده می‌شد.

      تاکتیک

      [ فر. ] (اِ.)
      ۱- به کار انداختن قوای مختلف نظامی در جنگ.۲ – شیوه‌های عملی اجرای یک برنامه سیاسی که ممکن است در ظاهر با اصل طرح هماهنگ نباشد.

        تاکس

        (کْ) [ فر. ] (اِ.) نرخ، قیمت ثابت هر چیز.

          تاکسی

          [ فر. ] (اِ.) اتومبیل کرایه‌ای که مسافران را در داخل شهر از نقطه‌ای به نقطه دیگر برد. ؛~متر دستگاهی که در تاکسی نصب می‌شود برای نشان دادن مقدار مسافت پیموده شده تا براساس آن نرخ کرایه مسافر تعیین شود. ؛~ تلفنی نوعی تاکسی که به وسیله تلفن آن را فرامی خوانند، آژانس. ؛~سرویس نوعی تاکسی که در مسیر ویژه‌ای رفت و آمد می‌کند.

            پیمایش به بالا