تاش

(اِ.)
۱- کک و مک.
۲- ماه گرفتگی.

    تاش

    [ تر. ] (اِ.)
    ۱- یار، دوست.
    ۲- در فارسی پسوندی است که در آخر برخی واژه‌ها معنای «هم» می‌دهد. مانند: خیلتاش = همقطار.

      تاشک

      (شَ) (ص.)
      ۱- چابک، چالاک.
      ۲- ماست چکیده.

        تاغ

        (اِ.) درختی با برگ‌های مثلثی شکل و گل‌های خوشه‌ای.

          تافتان

          (اِ.) = تافتون: نوعی نان نسبتاً نازک و پهن که بر دیواره تنور پخته می‌شود.

            تافتن

            (تَ) (مص م.)
            ۱- پیچیدن، تاب دادن.
            ۲- سرپیچی کردن.
            ۳- درخشیدن.
            ۴- تاب آوردن.
            ۵- گراییدن، روی آوردن.

              پیمایش به بالا