تبعت

(تَ بِ عَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- نتیجه ناگوار، نتیجه بد.
۲- رنج، سختی.

    تبعه

    (تَ بَ عِ) [ ع. تبعه ] (ص. اِ.) جِ تابع.
    ۱- پیروان.
    ۲- اهالی یک مملکت.

      تبعید

      (تَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- دور کردن، راندن.
      ۲- کسی را از شهر بیرون کردن، به جاهای دوردست فرستادن.

        تبعیض

        (تَ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) تقسیم و جدا کردن بعضی را از بعضی.
        ۲- (اِمص.) بعضی را بر بعضی برتری دادن. ؛~ نژادی برتر شمردن نژادی نسبت به نژاد دیگر.

          تبغیض

          (تَ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) دشمن گردانیدن کسی را با دیگری.
          ۲- (اِمص.) ایجاد دشمنی ؛ ج. تبغیضات.

            تبقیه

            (تَ یَ یا یِ) [ ع. تبقیه ] (مص م.) گذاشتن، بجا ماندن، ماندن، باقی گذاشتن.

              تبکیت

              (تَ) [ ع. ] (مص م.)
              ۱- خاموش کردن، زبان بند کردن.
              ۲- زدن کسی را به شمشیر و چوب دستی.
              ۳- پیش آمدن کسی را به مکروه.
              ۴- غلبه کردن به حجت.

                پیمایش به بالا