تبلد

(تَ بَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- کاهلی کردن.
۲- دریغ خوردن.
۳- کُندذهنی نشان دادن.

    تبلیغ

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- رسانیدن پیام یا خبر.
    ۲- موضوعی را به اطلاع عموم رسانیدن. ج. تبلیغات.

      تبلیغات

      (~.) [ ع. ] (مص. اِ.) ج. تبلیغ.
      ۱- هر گونه فعالیتی که در جهت هواداری یا مخالفت کسی یا چیزی باشد.
      ۲- اداره‌ای که وظیفه آن پخش اخبار و پیام‌ها و مطالب دیگر به وسیله مطبوعات، رادیو، تلویزیون و غیره میان مردم است.

        تبنجه

        (تَ بَ جِ) (اِ.) = تپانچه: سیلی که به صورت زنند؛ تپانچه، طپانچه.

          تبنک

          (~.) (اِ.)
          ۱- آوازی را گویند که بلند و تند باشد.
          ۲- دف، دهل.

            تبنک

            (تَ بَ) (اِ.) قالبی که در آن فلز گداخته ریزند.

              تبنگو

              (تَ بَ) (اِ.)
              ۱- زنبیل، سبد.
              ۲- ظرفی که در آن نان یا غله ریزند.

                پیمایش به بالا