تثاوب

(تَ وُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) دهن دره کردن، خمیازه کشیدن.
۲- (اِ.) دهن دره، خمیازه.

    تثبت

    (تَ ثَ بُّ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) پابرجا بودن.
    ۲- آهستگی کردن، درنگ کردن.
    ۳- (اِمص.) پایداری.

      تثبط

      (تَ ثَ بُّ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- وقوف داشتن بر کاری.
      ۲- باز ایستادن از کاری، توقف و فروماندن.

        پیمایش به بالا