تپیدن

(تَ دَ) (مص ل.)
۱- بی قراری کردن، زدن نبض و قلب.
۲- لرزیدن.
۳- از جای جستن.

    تتارچه

    (تُ چَ) (اِ.) نوعی تیر که پیکان ویژه‌ای دارد.

      تتبع

      (تَ تَ بُّ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- در پی رفتن، جستجو کردن.
      ۲- تحقیق کردن.

        تتق

        (تُ تُ) (اِ.) چادر، پرده بزرگ.

          تتماج

          (تُ) [ تر. ] (اِ.) نوعی آش که با آرد گندم می‌پزند.

            تتمه

            (تَ تِ مِّ) [ ع. تتمه ] (اِ.) باقی مانده از چیزی.

              پیمایش به بالا