تخت روان
(~ رَ) (اِمر.) کجاوه، تختی که در گذشته پادشاهان روی آن مینشستنند و غلامان آن را بر دوش گرفته راه میرفتند.
(~ رَ) (اِمر.) کجاوه، تختی که در گذشته پادشاهان روی آن مینشستنند و غلامان آن را بر دوش گرفته راه میرفتند.
(تَ تِ) (اِ.)
۱- چوب پهن و مسطح.
۲- صفحه.
۳- تابوت.
۴- واحد شمارش برای قالی و پارچه.
۵- هر چیز مسطح و صاف.
(~. بَ) (اِمر.)
۱- پارچه نازکی که به وسیله آن تختهای را به دست یا هر عضو شکسته میبندند.
۲- زندانی، اسیر.
(~. کُ) (اِمر.) قطعهای اسفنج یا نمد که از آن برای پاک کردن تخته سیاه یا وایت برد استفاده میکنند.
(~. اَ) (ص فا.)
۱- کنایه از: کسی که ناخوانده به جایی رود.
۲- کنایه از: مزاحم، سربار.