تخاقوی ئیل

(تَ قُ ئ) [ تر. ] (اِ.) سال مرغ، دهمین سال از سال‌های دوازده گانه ترکی.

    تخبط

    (تَ خَ بُّ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) تباه کردن.
    ۲- خرد را تباه کردن.
    ۳- (مص ل.) بر گزاف و بیراه رفتن.

      تخبیر

      (تَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) خبر دادن، آگاه کردن، آگاهانیدن.
      ۲- (اِمص.) آگاهی ؛ ج. تخبیرات.

        تخت

        (تَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- کرسی، نشیمنگاه.
        ۲- جایگاه ویژه پادشاه به هنگام بارعام.
        ۳- نشیمنگاهی با چهارپایه از جنس چوب یا فلز به شکل‌های مستطیل یا مربع.
        ۴- هر جای مسطح و برابر و هموار.
        ۵- کف کفش.

          تخت خواب

          (~ِ خا) (اِمر.) تخت چوبی یا فلزی که روی آن می‌خوابند. ؛~ تاشو تخت خوابی که بتوان سطح و پایه آن را روی یکدیگر جمع کرد و از آن به عنوان مبل استفاده کرد.

            پیمایش به بالا