آله کلو

(لِ یا لَ کُ) (اِمر.) حشره‌ای از راسته قاب بالان که در نواحی بحرالرومی فراوان است ؛ زراریح، آلاکلنگ، اللهکلنگ نیز گفته می‌شود.

    آلهه

    (لِ هِ) [ ع. ] (اِ.) جِ اِله ؛ خدایان، معبودان.

      آلو

      [ په. ] (اِ.) درختی از تیره گل سرخیان از دسته بادامی‌ها و دارای انواع متعدد از قبیل: آلو زرد، آلو سیاه، آلو قیصی و غیره.

        آلوئک

        (ئ َ) (اِ.) سنگ‌های آهکی کوچکی که داخل سفال یا آجر پخته باشد. آلودک هم گویند.

          آلوچه

          (اِمصغ.) نوع کوچکتر گوجه سبز که از آن ترش تر است.

            آلودگی

            (دِ) (حامص.)
            ۱- ناپاکی، آلایش، لکه.
            ۲- عادت به اعمال زشت.
            ۳- گناه، فسق.

              آلودن

              (دَ) [ په. ]
              ۱- (مص م.) آغشته کردن، آلوده کردن.
              ۲- (مص ل.) کثیف شدن.

                آلوده

                (دِ) (ص مف.)
                ۱- مالیده به چیزی، آغشته.
                ۲- آغشته شده، کثیف.

                  آلوسن

                  (سَ) [ یو. ] (اِ.) = آلسن: قسمی زردآلوی لطیف.

                    آلومین

                    [ فر. ] (اِ.) یکی از ترکیبات آلومینیوم که در طبیعت به صورت بلورین موجود است.

                      پیمایش به بالا