آلفا

[ یو. ] (اِ.) نخستین حرف از الفبای یونانی.

    آلفا

    [ فر. ] (اِ.) گیاهی است از تیره غلات که دایمی است و در شمال آفریقا و جنوب اسپانیا فراوان است. الیاف این گیاه در کاغذسازی و ساختن طناب به کار می‌رود؛ جلفا، الفا، جلز، علف کاغذ، پیرز، علف پیرز نیز گویند.

      آلفتن

      (لُ تَ)
      ۱- (مص م.) آشفتن، پریشان ساختن.
      ۲- (مص ل.) شوریده شدن، پریشان شدن.

        آلکالویید

        (لْ لُ) [ فر. ] (اِ.) آلکالوییدها، قلیاییات‌ها، شبه قلیاها، مواد آبی ازت داری هستند که در نباتات و حیوانات وجود دارند و همه آن‌ها جامدند (به استثنای نیکوتین که در تنباکو موجود و مایع است.) اغلب در آب غیرمحلول و در اتر محلول می‌باشند.

          آلگرو

          (لِّ گْ رُ) [ فر. ] (ق.) تند و سبک، شدید و بانشاط.

            آلگونه

            (نِ) (اِمر.) سُرخاب، گلگونه، ماده سرخ رنگی که زنان به گونه خود مالند. آلغونه نیز گویند.

              آلنگ

              (لَ) (اِ.)
              ۱- خندق.
              ۲- دیواری که بر گِرد سپاه برای محافظت درست کنند. مورچال، سنگر.

                آله

                (لُ) (اِ.)
                ۱- عقاب، شاهین. آلوه و آلغ نیز گویند.

                  پیمایش به بالا