ترا

(تَ) (اِ.) دیوار بلند و محکم.

    تراب

    (تُ) [ ع. ] (اِ.) خاک زمین. جِ اتربه.

      تراجع

      (تَ جُ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- بازگشتن.
      ۲- در کاری به یکدیگر مراجعه کردن.

        تراجم

        (تَ جِ) [ ع. ] (اِ.)جِ ترجمه.
        ۱- گزارش‌ها.
        ۲- شرح حال‌ها.

          تراخم

          (تَ خُ) [ فر. ] (اِ.) از بیماری‌های چشم و آن متورم شدن پرده چشم و بروز جوش‌هایی در داخل پلک است.

            تراخی

            (تَ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) درنگ کردن.
            ۲- (اِ.) درنگ.

              پیمایش به بالا