تراشه

(تَ ش ِ) (اِ.)
۱- تراشیده شده، براده.
۲- قاچ (هندوانه یا خربزه).
۳- قطعه کوچکی از سیلیس با مدارهای الکتریکی مجتمع که در ساخت رایانه‌ها به کار رود. (فره).

    تراشیدن

    (تَ دَ) (مص م.)
    ۱- ستردن موی به وسیله تیغ از بدن.
    ۲- سابیدن چوب یا فلز به وسیله سوهان یا رنده.

      تراشیده

      (تَ دِ) (ص مف.) هرچیزی که آن را تراش داده باشند مانند: چوب، تخته و غیره.

        ترافیک

        (تِ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- رفت و آمد وسایل نقلیه در خیابان، شدآمد (فره).
        ۲- راه بندان.

          تراک

          (تَ) (اِ.) صدای شکستن یا شکافتن چیزی.

            تراکتور

            (تِ تُ) [ فر. ] (اِ.) نوعی ماشین جهت کارهای کشاورزی.

              پیمایش به بالا